کاروان

کاروان
آخرین مطالب
﴿مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا...
هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت... (۱۶۰)


﴿پیامبر اکرم (ص): در بهشت خانه ایست که به آن خانه شادی می گویند؛ به آن در نمی آید مگر آن کس که کودکان را شاد کند.

کودکانی با چهره های معصوم و لباس های وصله دار،

نداری شان بر روح ما سوهان می‌کشد و بی اختیار حس نوع دوستی را در ما زنده می‌کند،

بی‌اختیار می ایستیم و اگر چه جنسشان را احتیاج نداریم، اما باز می‌خریم، نمی توانیم کودکی را ببینیم که برای 500 تومان التماس می‌کند...


وقتی مردم جامعه دست رد بر سینه پر درد و سوخته ی فقرا می زنند،

آن ها چاره ای جز پناه آوردن به مشاغل کاذب و مفسده انگیز ندارند؛

اگرچه فقر و تنگدستی، مجوّز روی آوردن به چنین رفتارهای غیر انسانی و ناشایست نمی باشد ولی به هرحال مردم جامعه، از نظر صبر و شکیبایی همه در یک سطح نیستند،

گروهی در اثر عمق ایمان و باور درونی به خدای عالم، طعم تلخ فقر و نداری را در کام وجود خود تحمّل کرده و ظاهر خود را چون انسانی بی نیاز حفظ می نمایند، به گونه ای که زبان به شکوه و گلایه نگشوده و دست نیاز به سوی دیگران دراز نمی کنند،

این ها به قول معروف، صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند

و در مقابل عده قابل توجه ای از فقرا، از این صبر و تحمّل برخاسته از ایمان بی نصیب هستند و لذا تا زمان محدودی می توانند طعم تلخ فقر و نداری را تحمل نمایند و بالاخره روزی فرا می رسد که کاسه صبرشان لبریز گشته و سرمایه ی عظیم ایمان خود را به باد فنا داده و برای خاموشی آتش فقر و تنگدستی به رفتارهای ناشایست و غیر انسانی روی می آورند.

این ما هستیم که باید این قشر آسیب پذیر جامعه را از مرداب فساد و فحشا نجات دهیم، تا در سیل ویرانگر فقر و نداری غرق نشوند.

اسلام برای درمان این درد اجتماعی، راه حل بسیار مفید و کارآمدی را پیشنهاد می دهد و این نمی شود مگر از طریق صدقه، خمس و زکات.

پس بیاییم وجدان خفته خود را از خواب غفلت بیدار نماییم و در مقابل قشر محروم جامعه احساس مسئولیت نموده و درصدد حل مشکلات آنها برآییم.


﴿مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ

مَثَل صدقات‏) کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند همانند دانه‏اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‏اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر کس که بخواهد (آن را) چند برابر مى‏کند، و خداوند گشایشگر داناست‏. (۲۶۱)

نظرات (۸)

سلام داداش. این پستت من رو یاد خاطره ای انداخت که برات میگم؛

شبی از جایی بر میگردم منزل و نزدیک ساعت 23 بود که در راه منزل دیدم کودکی تقریبا ده دوازده ساله داره به کسبه و مغازه هایی که هنوز باز بود چیزی میگه و رد میشه و و من آرام قدم بر می داشتم تا متوجه بشم قضیه از چه قراره و در اون ساعت از شب چرا یه بچه ژنده پوش و لاغر دست جلوی هر کس دراز میکنه و در صدد کمک و یا اطمینان از کمک دیگران به آن بودم که رفته رفته از آن طرف خیابان دیدم هیچ کسبه ای کمک نکرد.

با ناراحتی مدام به اون خیره می شدم و میخواستم بروم و کمکش کنم ولی بین خودمان باشد؛من به دلیل نداشتن شغل ثابت تقربا اکثر اوقات پولی ندارم و بقدری از خانواده ان هم در این سن کمک میگیرم که دیگر روی درخواست کمک مالی از خانواده ندارم و و اغلب جیبم خالی است.

بعد از طی مسیر بازارچه کنار خیابان با ناراحتی سرش را پایین انداخت.
به فکر فرو رفت در حالی که داشت راه می رفت و من با خود فکر کردم اگرچه کمک مالی نمی توانم بکنم اما می توانم ماجرا را بپرسم و راهی پیش پای او بگذارم.پس سعی کردم ارامتر بروم تا او در آن سوی خیابان ومن در سوی دیگر حرکتمان موازی شود و در آن سکوت شب با صدایی بلند سرفه کردم تا من را ببیند و تا سرش را به سمت صدا چرخاند دید دارم اشاره می کنم که بیا این سمت خیابان و با احتیاط از خیابان عبور کرد و تند به سمت من آمد و هنوز من چیزی نپرسیده بودم که گفت به کمی پول برای کرایه و رفتن به خانه احتیاج دارد.من هم پرسیدم منزلت کجاست؟ و پس از فهمیدن مسیرش گفتم ای کاش پول داشتم کمکت می کردم ولی حتی 2000 تومن هم ندارم ته جیبم اما تو هم جای برادر کوچکم ناراحت نباش دیدم که حتی کسبه بازار هم به تو کمک نکردند و ناراحتی بیا موبایل من رو بگیر زنگ بزن خانه تا یکی بیاد دنبالت، با ترس چند قدم رفت عقب و گفت نه تو رو خدا نه.گفتم چرا خب تا این ساعت نرفتی حتما پدر و مادرت نگران شدند!من قصدم کمک به توست نترس.

که واقعیت را شرح داد: گفت میدونی چیه اصلا من دو هزار تومن را دارم ولی الان با این پول ها( از جیبش حدود سی هزار تومن در اورد ) برگردم پدرم با کمربند مرا کتک می زند.گفتم چرا ؟! بخاطر ده هزار تومن؟! پدرت معتاد که نیست هست؟! چرا خودش نمیره دنبال کار و پول؟! گفت میره ولی برادرم مریض شده و پدرم پول کم دارد. برای کمک باید من هم پولی جمع کنم. گفتم دروغ نگی حالا از مردم پول جمع می کنی اگر در خانواده مریض نداری نباید از مردم پول بگیری و باید بریم به پلیس بگی پدرت تو را با کتک مجبور به گدایی کرده گفت نه به خدا ما گدا نیستیم و پدرم هم کار می کند.گفتم همین کار؟ گفت نه کار گری.

کمی سکوت کردم و فکر کردم که چه کار می توانم بکنم.اما جز اینکه بگم اگر شام نخوردی بریم یه چیزی بخور بعد با همین پولی که دستت هست کرایه بده برو یا اگر میترسی بمون خونه ما زنگ بزنیم به پدرت اطلاع بدیم نگران نشه و فردا بیشتر پول جمع کردی برو خونه.

گفت نه میرم باید برم خونه وگرنه با کمربند سیاه و کبودم می کنه و نروم بیشتر از دستم عصبانی میشه.نگاه مظلومش وقتی داشت حرف می زد، اشکم را در آورد.دلم میخواست پدرش را می دیدم و یه کتک مفصل به او می زدم.اما یاد پدر خودم و بچگی های خودم افتادم و گفتم : عیبی نداره همه ما دوران بچگی داریم و این دوران خیلی زود می گذره غصه نخور.برو خونه فوق یه کتک از بابات میخوری.اعدامت که نمیکنند.جای دیگه نری ها
سرش رو با خجالت باز زمین انداخت و گفت باشه میرم و خداحافظی کرد و رفت.اما کجا خدا میدونه و من موندم و هزاران آرزوی بر باد رفته که یکی از اون هزار تا این بود که کاش می تونستم حداقل تا دم خونه برسونمش بدونم کجا زندگی میکنند و علاوه بر اینکه خیالم اون شب ازش راحت شه و کمک کوچکی کرده باشم،بعد ها در توانم بود و داشتم روزی از گرفتاری بطور کلی نجاتش بدم و دیگه مجبور به جمع پول از مردم(برای مریض)نشه.
پاسخ:
خیلی اوقات آن ها که می خواهند کمک کنند نمی توانند و آن ها که نمی خواهند می توانند!
مهم نیت است و بی شک خداوند بهای نیت شما در آن شب را می پردازد.
انشا الله روزی شاهد این چیزا نباشیم؛ اللهم اشف کل مریض و اغن کل فقیر
  • رایحه بانو
  • وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ /

    منبع: 2shmane-khamush.blog.ir(شهید قرنِ21)
  • دختر مهتاب من زنده ام
  • واقعا این پست عاااااااااااااالی است
    خداقوت ...عالیه...
  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • من انقدر میام اینجا ولی تا حالا این قسمت رو نخونده بودم...
    همیشه فکر میکردم یه تبلیغاتِ...

    عالی بود
  • سید محمد میرلوحی
  • چقدر عنوان زیبایی داشت !
    ده برابر میشود ..
    سلام
    مرحبا!
    میگویند بعد از دادن صدقه دستت را ببوس که دست خداست!
    دستتان را ببوسید که شما نبودید که نگاشتید، دست خدا بود و بس...
    یا علی...
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • اجرکم عندالله
    کارزیبایی بود 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی