کاروان واژه‌ها

کاروان واژه‌ها
آخرین مطالب

احکام باز

پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۵۷ ق.ظ
زائری می‌خواست
با شل و ول کردن احکام،
افراد بیشتری را
جذب اسلام کند
دست آخر،
خودش را دید
که دیگر مسلمان نبود!

نظرات (۷)

بله دقیقا. مراجع محترم تقلید متاسفانه بسیار دور هستن از درک نیازهای جامعه خانم‌های کشور‌
این که لاک نزنه این قدر سخت نیست، ولی وقتی لاک بزنه سخته هی مدام پاکش کنه واسه وضو. چرا باید انقدر قوانین فقهی محدود و بسته باشه که در عمل، حتی امکان لاک زدن نباشه واسه دخترا؟
پاسخ:
در حال حاضر باید دید اولویت افراد چیه، لاک یا وضو!
اما
حالا من یک چیز تعریف کنم؛ هفته پیش ما یک عروسی داشتیم بعد مادر بنده می‌گفت که فلانی و دخترش نماز نخوندن:) اینها در حالت عادی نماز میخونن ولی چون لاک زده بودن گفت که نماز نمیخونن و بجاش بعد میخونن!

شاید هم من تندروی می‌کنم و بهتره این مسئله حل بشه چون قضا شدن نماز بمراتب سنگین‌تره.
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • بنده متوجه منظور شما شدم. منتهی تا اون بخشی که از ایشان گذاشته بودید همه چی درست بود. خواستم ببینم وقتی نگفته برو با لاک نماز بخون پس حرف چیه.
    الان متوجه شدم. تشکر.
    پاسخ:
    باید بیشتر توضیح بدم:/

    نظر زائری در مورد حچاب اجباری، نظر زائری در مورد مائده هژبری که گفت:« آنچه دین و ایمان را متلاشی و نظام را نابود می کند لرزش کمر دختران نوجوان نیست لغزش قلم قاضی کهنسال است!» و این دست حرف ها؛
    این را داشته باشید،
    یک کلیپی هست فکر کنم دیده باشین که تصویر افراد بدحجاب است و صدای رهبری که میگن دل متعلق به این جبهه است و ضعف اینها مادیه، ضعف من معنوی و ...
    این مقدمه بود،
    حالا می رسیم به اصل مطلب که جذب حداکثری به چه قیمتی؟ و اینکه واقعاٌ دل متعلق به این جبهه است؟!
    صفجه 186 کتاب ادب الهی آقامجتبی تهرانی به نقل از امام خمینی: «کسانی که می گویند ما ظاهر را رها کردیم و به دنبال باطن هستیم، تبعه شیطان هستند!»

    البته جمهوری اسلامی با اسلام فرق هایی دارد که جذب هرکسی را توجیه می کند حتی تتلو!
    خوب این واقعا یه مشکله و مصداق کامل حرج هم هست. حالا یه نفر پیدا شده و اینو فهمیده به نظرم جای تشکر داره.
    پاسخ:
    اینکه یه دختر لاک نزنه اینقدر سخته که مصداق حرج باشه؟!
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • خب ادامه اش چی بوده?
    پاسخ:
    من خوب نتونستم منظورم رو منتقل کنم، این چیزی که زیر میارم حق مطلب رو ادا می کنه:

    بنده یادم آمد یک ماجرایی را که سیّد قطب در یکی از کتابهایش نقل میکند که بنده هم در یکی از نوشته‌ها که مال سالها پیش است - مال قبل از انقلاب است - آن را از قول او نقل کردم. میگوید در یکی از شهرهای آمریکا داشتم میرفتم، رسیدم به یک کلیسایی؛ دیدم بغل کلیسا یک سالن اجتماعات است. آن‌وقت آنجا برنامه زده‌اند «برنامه‌ی شب»؛ برنامه را که خواندم، دیدم نوشته مثلاً موسیقیِ فلان‌جور، بعد موسیقی فلان‌جور، بعد آواز فلان‌جور، بعد یک شام سبک، بعد مثلاً جلسه‌ی چنین؛ علاقه‌مند شدم بروم ببینم قضیّه چیست؟ گفت شب رفتم دیدم بله، یک سالنی است مثل یک کاباره! آنجا دخترها، پسرها، جوانها می‌آیند می‌نشینند، با هم مأنوس میشوند؛ آنجا هم برنامه‌هایی هست روی سِن؛ موسیقی و مانند اینها هست؛ من هم تماشا میکردم وضعیّت اینجا را. بعد هم یک شام سبکی آوردند، دادند خوردیم و [بعد] مثلاً یک نوشابه‌ای، چیزی؛ قسمت جالبش اینجا است؛ میگوید که شب چند ساعتی گذشت، آخرِ شب شد، دیدیم که کشیش - کشیشِ آن کلیسا که این سالن، مربوط به آن کلیسا است - با وقار تمام از یک طرف سِن وارد شد، رفت و یک مقدار از این کلیدهای برق را زد و بعضی از چراغها را خاموش کرد بعد هم کشیش رفت. میگوید من دیگر رفتم و نماندم. میگوید فردا رفتم سراغ آن کشیش، گفتم که خب این چه وضعی است؟ آخر شما روحانی هستید، شما آخوند هستید، مبلّغ دین هستید، این چه وضعی بود مثلاً شما دیشب با این‌همه جوان و این برنامه‌ها؟ گفت که آقا، شما توجّه ندارید؛ من برای جذب کردن جوانها به کلیسا مجبورم این کار را بکنم؛ میگفت به او گفتم - حالا به تعبیر بنده - مرده‌شور این کلیسا را ببرد! خب بگذار بروند کاباره؛ [اگر] همان کارهایی که در کاباره میکنند، اینجا بنا است بکنند، خب بروند همان کاباره بکنند؛ چرا بیایند کلیسا؟
  • صحبتِ جانانه
  • همون زائری معروف؟
    چطور شده است؟
    پاسخ:
    دی ماه گذشته همزمان با کشف حجاب هایی که انجام شد، زائری از کسایی بود که زیر علم #نه_به_حجاب_اجباری سینه می زد تا اینکه رهبری گفتند مسئله حقیری است و زائریِ ولایت مدار مجبور شد فیتیله را بکشه پایین. یا تو فقره ی مائده هژبری که گفت:« آنچه دین و ایمان را متلاشی و نظام را نابود می کند لرزش کمر دختران نوجوان نیست لغزش قلم قاضی کهنسال است.» بحث من روی این دست نظرای زائری هست؛
    حالا یه استنباط فقهیش اینه یا دوست داره افراد بیشتری جذب اسلام بشن! این اواخر هم که بحث لاک ناخن و ناخن مصنوعی را کشیده وسط و از یک آقایی که نمی شناسم حکم آورده که وضو بگیر اوکیه! من میگم مرد حسابی بیا اول ببین یه نفر برای چی دست می بره تو خلقت خدا میره ناخن هاش رو می کنه ناخن مصنوعی میذاره؟
    اصلا می پرسم کار با ادبانه ای هست که با لاک مقابل خدا واستیم و نماز بخونیم؟ شما اصول را درست کن خود طرف می فهمه نباید 24 ساعته لاک بزنه.

    منظورم رو خوب نتونستم برسونم :/
    *********بخشی از مطلبی که زائری درمورد لاک ناخن در کانالش منتشر کرده:


    این یادداشت توسط یکی از برادران روحانی برای من ارسال شد که چون نمی خواستند به دلایلی خودشان منتشر کنند من اینجا می گذارم. البته ملاحظاتی در برخی تفاصیلش دارم لیکن از آنجا که طرح این موضوع را لازم و مفید می دانم منتشر می کنم. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
    تعطیلی اصل فریضه نماز بخاطر‌لاک ناخن 
     
    چهار شنبه هفته گذشته بعد از کلاس اصول عقاید استدلالی در مسجد فرشته دختر خانمی مراجعه کرد و گفت حاج آقا خیلی دلم میخواد نماز بخونم ولی خب نمیتونم . 
    گفتم چطور مگه چه مشکلی هست. گفت اخه میگن با لاک  و ناخن کاشته وضو نمیشه گرفت منم نمیتونم بدون‌لاک زندگی کنم ‌ و بخاطر وضعیت خاص ناخنام حتما باید ناخن بکارم و لاک بزنم.  گفتم چطور ؟ مگه چه مشکلی داره؟  پاکش کن وضو بگیر بعد دوباره بزن.  گفت حاج آقا این قد ساده نیست . من ناخن کاشتم نمیشه هر بار نماز میخونم ناخنام رو بردارم . کار من نیست باید وقت بگیرم مانیکور کنم .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی