کاروان واژه‌ها

کاروان واژه‌ها
آخرین مطالب

چ

دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۴۰ ب.ظ

چ

چرایی

پشت پا زدن

مصطفایی، به تمام غرب

و چمران شدن

اوست!

  • محمدصادق

نظرات (۳۶)

ســــــــــــــــــــــــــــــــلام

با چند تا شعر کوتاه منتظرتونم...
ولی من فکر میکنم سوالات جبر بهتر از دینی بود!!

پاسخ:
جفت خوب بودن ولی واسه جبر بدشانسی آوردم :|
سرگرم امتحانائید که پست نمیذارید؟
.
.
رو دینی خیلی اعتراض داشتن!
امروزم که جبر!
پاسخ:

بله!

دینی که خوب شد ولی

جبر به اون سادگی که انتظار داشتیم نبود، 19.5 میشیم!

  • سنا ♥عاشق مهدی فاطمه♥
  • ما، اغلب خود را محور دنیا و مافیها فرض می کنیم و فکر می کنیم که همه دنیا به خاطر ما می گردد، آسمان و زمین و ستارگان به خاطر خوش آمد ما در سِیر و گردشند ...

    ... فکر می کنیم که آسمان در غم ما خواهد گریست و یا دل سنگ از درد ما آب خواهد شد، یا گردش ستارگان متوقف خواهد گشت...

    ... اما بعد می فهمیم که در این دنیای بزرگ میلیون ها انسان مثل ما آمده اند و رفته اند و هیچ تغییری در گردش روزگار به وجود نیامده است.

    • دکتر چمران 
    پاسخ:
    +
    با مطلب اکران فیلمی به نام سقف به روزم
    منتظرتونم
    یا علی
    تا حالا دقت کردید دولتمردان تدبیر و امید تو هرجمله ای دو بار میگند " مقام معظم رهبری "؟؟؟
    ...
    http://media3.afsaran.ir/siliVKxm.jpg

    چه فکر می کردند و چه شد!

    یکی از تعهدات 5+1 به ایران در توافق ژنو، «توقف تلاش برای کاهش فروش نفت ایران» بود اما به تازگی آژانس بین المللی انرژی اعلام کرده که در دو ماه گذشته به طور قابل ملاحظه ای صادرات نفت ایران کاهش یافته و به میزان قبل از انعقاد توافق ژنو بازگشته است.

    جالب اینکه «توقف تلاش غرب برای کاهش فروش نفت ایران» یکی از بزرگترین امتیازهای 9 گانه آمریکا و اتحادیه اروپا به ایران محسوب می شد که در قبال 27 تعهد ایران به طرف مقابل باید انجام می شد!

    با این اوصاف مشخص می شود که یکی دیگر از امتیازات بزرگ! آمریکا به ایران در عمل چه اندازه «پوچ و دروغ» بوده است چرا که اساسا مفهوم «تعهد 1+5 برای توقف تلاش های قبلی جهت کاهش فروش نفت ایران» یک تعبیر بسیار کلی و غیر قابل اندازه گیری است و اکنون که فروش نفت ایران کاسته شده و به میزان قبل از توافق ژنو بازگشته است، ایران هیچ شکایتی نسبت به این مساله نمی تواند ابراز کند چرا که:
    اولاً طرف مقابل می تواند صورت مساله را به راحتی پاک کرده و مدعی شود کاهش فروش نفت ایران در دو ماه گذشته ربطی به تلاش های آمریکا نداشته است.
    ثانیاً: در صورت پذیرش این موضوع نیز می تواند ادعا کند «توقف تلاش برای کاهش نفت ایران» منحصر به همان ماه اول اجرای توافق ژنو بوده و بعد از آن آمریکا و اتحادیه اروپا ترجیح داده اند بار دیگر تلاش خود را برای کاهش فروش نفت ایران از سر بگیرند چرا که در متن اصلی توافق ژنو هیچ قید زمانی برای این مساله مشخص نشده بود.

    لذا جا دارد بار دیگر یادی کنیم از جمله تاریخی دکتر حسن روحانی در 24 دی 1392:

    می دانید توافق ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرت های بزرگ در برابر ملت بزرگ ایران!
    *چ* چی همه معنی داشته...

    این وسط من نمیخوام نرخ تعیین کنم بگم. فقط میخوام ببینم نظر تو چیه؟

     

    1- تجمع حجاب و عفاف در میدان فاطمی بدون مجوز درست بود؟

    ...

    6-چرا امام امت در نمایشگاه کتاب امسال حضور پیدا نکرد؟

    7-چرا فرقه شیرازی ها در نمایشگاه دارای غرفه بودن؟

    و........

  • جان فدای امام زمانم
  • سلام
    مطالب خواندنی بود
    موفق باشید در پناه حق
    در صورت مایل به وبم سر بزنید
  • خـــــادم الرضــــا
  • "چ" بی نظیر بود

    البته احتیاج به یک نگاه عمیق داشت.

    توفیقاتتان مستدام


  • سفیـــر نـــور

  • شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند

    ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

    غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .



    التــــــــماس دعا همسنگر


    یازهرا(س)




    قدر و ارزش
    رهبرمان را که هست
    نمی دانیم و
    یاریش نمی کنیم...


    حال از کجا معلوم
    که امام زمان بیاید و
    یاریش کنیم...؟!؟

    (alefmim.blog.ir-ازیاد رفته ها)
    چشمش گریست دشت به آتش  کشیده را
    بی تـاب گشت ســـــرخی حلـــق بریده را

    آرام بر لبــــان عطشـــناک بوســـــــه زد
    در بر  گرفـت قامـــــــت در  خون تپیــــده را


    زینب ! عمود خیـــمه عالم شکسته شد
    وقتی که کوفه بر  تو فرو بســـت دیده را


    زینب ! به گوشه گوشه صحرا صبور  باش
    گلهای نوشکفتـــــه از شاخه چیـــده را


    پیراهنــــی  که بوی حسین تو می دهد
    زینب ! صبـــــور باش دو دست بریـده را


    آنک بگو به پســـــتی و نامردمـــی بگو
    آن سینه سرخهای به مقصد رسیده را


    زینب بگو به پستــــی و نامردمـی بگو
    این گرگــــهای وحشی یوسف دریده را


    زینب بگو که از  پس این شام می رسد
    یک دست مهـــربان که بر آرد سپیده را



    سالروز عروج شهادت گونه ی عمه ی صبور امت ، تسلیت

  • سنا ♥عاشق مهدی فاطمه♥
  • عشق با زینب س تبانی کرده است
    رنگ گل را ارغوانی کرده است
    هست عشق دلبریت، عشق او
    صبر زانو می زند در پیش او
    وفات حضرت زینب س تسلیت باد

    ی سوال

    متولد چه ماهی هستی؟

     

    پاسخ:
    دوزادهمین ماه :)
  • امیرعباس فرهادی
  • حاشا که بسیجی میدان را خالی کند...
    سلامی مجد با دو وبلاگ زیر به روزیم:
    خادم المهدی  http://313plus1.blog.ir/
    صراط رضوان  http://basijbeheshti.blog.ir/
    ضمناً با کمال افتخار آماده تبادل لینک با شما هستیم.
    چ یعنی چمران

    سلام
    ولادت امیرالمومنین و تبریک عرض میکنم
    سلام آپ کردم اگه خواستی تشریف بیار

    غم به دل آموختم تا بلکه غمخوارش شوی

    شیشه دل را شکستم تا خریدارش شوی

    در غمت بیمار شد دل تا پرستارش شوی

    بر سر بالین من بنشینی و یارش شوی

    ور که خود یارش نمی گردی، دلآرامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    نی خطا گفتم به غیر از تو کسی دلدار نیست

    در دیار عاشقان غیر از تو کس دیار نیست

    هر چه خواهی غیر بسیار است امّا یار نیست

    گرچه در صورت بُوَد گل لیک غیر از خار نیست

    ای گُلِ بی خار کامی هم به ناکامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    مدّتی در کعبه دل بت پرستی کرده ام

    در کمال سرفرازی رو به پستی کرده ام

    اینک از صهبای باقی میل مستی کرده ام

    آرزوی مستی از جام الستی کرده ام

    ساقی مجلس! مرا صهبای گلفامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    حیف عمری جای حق، بت را پرستیدیم حیف!

    چشم خود را از جمال کعبه پوشیدیم حیف!

    از دل شب تا سحر بیهوده کوشیدیم حیف!

    حیف ظلمت را به جای نور بگزیدیم حیف!

    مژده پیروزی حق را بر اصنامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    با صمد بودم ولی دل با صنم همراز شد

    نور حق رفت و درِ ظلمت به رویم باز شد

    دور سرگردانی م من زین سپس آغاز شد

    بال من بگشا که دیگر نوبت پرواز شد

    مرغ جانم را قراری بر لب بامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    کعبه دل را ز نو باید که معماری کنم

    بر در و دیوار او نقش تو حجّاری کنم

    وز نقوشِ غیر تو این خانه را عاری کنم

    همچو جان خویشتن از او نگهداری کنم

    خانه چون آماده شد گویم که: اِنعامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    در حریم حُرمَت کویت ز جان مُحرم شدم

    نقطه خال تو را چون خواستم مجرم شدم

    با تهیدستی چو پیشت آمدم منعم شدم

    از پس عمری مسلمانی ز نو مسلم شدم

    کعبه را چون من جواز طوف و احرامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    حلقه زلف تو دام و خال رویت دانه باد

    چشم مستت می کشان دهر را میخانه باد

    جان عالم گرد شمع روی تو پروانه باد

    با غمت هر کس که نبود آشنا بیگانه باد

    بهر صید طایر دل، دانه و دامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    هر که شد آشفته زلفت خرابش می کنی

    طاقتش را برده و در پیچ و تابش می کنی

    آخر از جامِ وصالت کامیابش می کنی

    وانکه با نام و نشان آید جوابش می کنی

    دولت همصحبتی با رند گمنامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    روزگاری همدم شیخ مناجاتی شدم

    مدّتی هم پیروِ رند خراباتی شدم

    چون به خود باز آمدم کشف و کراماتی شدم

    بعد از عمری رهنمودی ها خیالاتی شدم

    همّت آزادی از زندان اوهامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    مستی ما در حقیقت از دو چشم مست تُست

    هستی دنیا و ما فیها طفیل هست تُست

    ور که از دستی بحق کاری برآید دست تست

    در مقام قرب اَوْ اَدْنی دو عالم پست تست

    عاشقان خویش را از غیب، الهامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    اهل دل مست از می ذکر هوالباقی شدند

    سالها حیران هو از فرط مشتاقی شدند

    چون که سرمست از شراب جام اشراقی شدند

    با خبر از وحدت میخواره و ساقی شدند

    ساغری زآن می به رندان می آشامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    ای که موسی را به کوه طور حیران کرده ای

    خضر را آواره کوه و بیابان کرده ای

    نوح را آسوده دل از خشم طوفان کرده ای

    ریزه خواران را مدام از لطف احسان کرده ای

    بر سر خوانِ وَلا بنشین و اِطعامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    نی خطا گفتم که سلمان حامل نور تو بود

    صد چو موسی ریزه خوار خوان منصور تو بود

    خضر هم آواره رندان مخمور تو بود

    نوح هم سرگشته عشّاق مهجور تو بود

    طبع را وارستگی از قید اِبهامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    یا علی! گو تا بیارایند بزم طور را

    پای دل پیموده این راه دراز و دور را

    کن منوّر از جمالت ظلمت دیجور را

    بر رخ من باز کن دروازه های نور را

    وز ظهور خویش ما را بهره تامی بده

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    ایکه بر دنیا و ما فیها شهنشاهی کنی

    چون یداللّهی به عالم هر چه می خواهی کنی

    دوستان را سرخوش از صهبای آگاهی کنی

    هم مطیع امرشان از ماه تا ماهی کنی

    ماه و ماهی پیش کش مولا! مرا کامی بده!

    ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    دیدی آخر کار ما ای دل به رسوایی کشید

    شمع خلوت سوز ما کارش به شیدایی کشید

    سوخت چون «پروانه» را، دست از دلارایی کشید

    چون که نتوان دست از آن دلدار هر جایی کشید

    بیشتر ما را هوای کوی بدنامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    آخر از دیوانگی ها سر به صحرا می زنم

    هر چه باداباد، آخر دل به دریا می زنم

    آتشی بر خرمن هستی سراپا می زنم

    گوشه ای از پرده کار تو بالا می زنم:

    حکم قتلم داده ای گویی که فرجامی بده!

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    یا علی جز غم نمی گیرد سراغ خانه ام

    جغد ماتم آشیان بگرفته در ویرانه ام

    بار غمهای دو عالم را منه بر شانه ام

    رحمی آخر، بیدلم، آشفته ام، دیوانه ام

    سر خط آزادیم از قید آلامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    یا علی رحمی که دیگر طاقت دوریم نیست

    بس که بیتابم ز عشقت تاب مهجوریم نیست

    جز ز جام چشم مستت حال مخموریم نیست

    وین پریشان حالتی از بی زر و زوریم نیست

    جام پرجوشی به دست همچو من خامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    یا علی مپسند بیش از این که اظهاری کنم

    تهمت هستی به خود بربسته اقراری کنم

    خواهش دل را به لب آورده، اصراری کنم

    بر گناه خویشتن افزوده و کاری کنم

    رشته سر در گمم، آغاز و انجامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    ناتوانم، خسته ام، زارم، دخیلم یا علی

    مستمندم، بیکسَم، خوارم، دخیلم یا علی

    شرمسارم چون گنهکارم دخیلم یا علی

    از جنابت خواهشی دارم، دخیلم یا علی

    وعده ای، قولی، قراری یا که دشنامی بده!

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    روز تا شب با غم عشقت هم آغوشم علی

    گشته جز مهر تو از خاطر فراموشم علی

    بر سر کویت غلام حلقه بر گوشم علی

    جانِ قنبر رحمت آور، مفت مفروشم علی

    بر غلام خویشتن، اسمی بنه، نامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    گفته بودی دل به من ده تا که مفتونش کنم

    آن قدر آواره اش سازم که مجنونش کنم

    دل چو شد مجنون من از غصّه پر خونش کنم

    شد چو دل لبریز خون، از دیـده بیرونش کنم

    تا نگویی بعد از این با من: که آرامی بده!

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده  

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    یا علی ما را دلی بود و تو خونش کرده ای

    مست و بی خود از می عشق و جنونش کرده ای

    در فنون عشقبازی، ذوفنونش کرده ای

    خوانده ای افسانه عشق و فسونش کرده ای

    گر که آرامم نمی بخشی، دلارامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    بر سر کویت دل ما را مقامی داده ای

    بر کف من از شراب وصل جامی داده ای

    جام گهگاهی نه، بل جام مدامی داده ای

    ای خُمت نازم که بر مستی دوامی داده ای

    باز هم ما را ز خُم، صهبای اِکرامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    هر که را دردی نباشد در دل و جان، مرد نیست

    درد عشق آری جدا از جان صاحب درد نیست

    هر دلی لرزد ز عشق دوست، غم پرورد نیست

    هر که شد عاشق که مجنون بیابانگرد نیست

    این دل پر درد را با درد، آرامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    هر چه می خواهم که بر لب مهر خاموشی نهم

    همچو شمعِ آخرِ شب رو به خاموشی نهم

    هر چه در دل هست در دست فراموشی نهم

    ترک هشیاری کنم، رو در قدح نوشی نهم

    شهسوار طبع می گوید که: صمصامی بده!

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    مَظهَر کلّ عجایب کیست مولا غیر تو؟

    مُظهِر کلّ غرایب کیست مولا غیر تو؟

    روح جاری در قوالب کیست مولا غیر تو؟

    کعبه مقصود طالب کیست مولا غیر تو؟

    مَحرمان خاص خود را مژده عامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    این همه آشفته حالی ها که موزون اوفتاد

    در لباس شعر ناب و پر ز مضمون اوفتاد

    نکته ای بود از کتاب دل که بیرون اوفتاد

    خود ندانم این سخن چون آمد و چون اوفتاد

    تیره شبها را بگیر و روشن ایامی بده

    ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

    بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

    محمّدعلی مجاهدی (پروانه)

    پاسخ:
    خیلی طولانی بود :| !
    در وصف تو امیر خوبی‌ها هر چه قلم قاصر، هرچه مرکب ناتوان و هرچه اندیشه از ابتدای خلقت است، ناتوان است. عطر سیب وجودت عالم را معطر کرده است، مولای بهار! پس مرا ببخش که جسارت کردم و خواستم شکوه مردانگی‌ات را با سبدی از واژه‌های زمینی به توصیف بنشینم.
    سلام


    ته آرزوهای ما
    چمران شدنه


    کاش بشه...

    حتی بخاطر یه لحظش هم ارزشش رو داره آدم زندگیش رو بده

    روزت مبارک برادر

    یاعلی
    آیا روایت صحیح السند و معتبری مبنی بر ولادت امیر مؤمنان (ع) در کعبه وجود دارد ؟
    جواب را در وبلاگ بفرمائید...
    http://sajjad-m.blog.ir/page/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-1
  • سنا ♥عاشق مهدی فاطمه♥
  • قلم در دست می گیرم ولی ذهنم پریشان است

    چه بنویسم از اوصافش؟ که او پیدا و پنهان است

    صراط المستقیم و نقطه ی در باء بسم الله

    علی تفسیر قرآن نه علی خود روح قرآن است

    اگر مولا نخواهد برگی از شاخه نمی افتد

    امیرالمومنین شان نزول باد و باران است

    تورق کرده ام تاریخ بیت الله را کامل

    فقط مولای ما مولای ما مولود این خانه ست

    فقط مولای ما در بستر مرگ نبی خوابید

    و ثابت کرد تنها او برای مصطفی، جان است

    خدا در آسمان هایش برایش تخت شاهی بست

    ولی او در زمین در فکر نان مستمندان است

    یتیمان مدینه دردهایش را نمی دانند

    دلش لبریز از داغ است با این حال خندان است

    اگر انسان علی باشد، دگر ما را چه می نامند ؟!

    جهانی کافرند انگار اگر حیدر مسلمان است !

    مرا با یک نگاه لطف خود از غم رها گردان

    جهان بی لطف چشمانت برایم مثل زندان است
  • سنا ♥عاشق مهدی فاطمه♥
  • گویندحریم کعبه ، در داشته است
    از سیزده رجب خبر داشته است
    از شدت اشتیاق دیدار علی
    دیوارحرم ، شکاف برداشته است
    ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین وروزپدرمبارکباد.
    سلام مهندس
    +
    ولادت حضرت علی (ع) بر شما و تمامی شیعیان مبارک

    دستی که عشق را به تو پیوند داده است
    بی‌شک به کعبه فرصت لبخند داده است

    مولا! تو کیستی که نبی، آبروی خلق
    معبود را به نام تو سوگند داده است

    حافظ خبر نداشت جهان وقف مرتضاست
    از کیسه ی‌ خلیفه سمرقند داده است!

    بی‌شک گره زده است زمین را به آسمان
    دستی که مرتضی به خداوند داده است

    سید حمیدرضا برقعی

    سلام و رحمت خدا
    عیدتان مبارک
    و
    حاجتتان روا..

    متاسفانه قسمت نشد چ را ببینیم..
    بارک الله
    بارک الله " کردی خوانده شود"


    سلام
    عیدتون مبارک

    میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،

    مبارک باد . . .

  • تـــا به تـــا
  • میلاد مرتضی اسدالله حیدر است
    جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است
    زوجی برای فاطمه حق آفریده است
    این زادروز همسر زهرای اطهر است
    ولادت حضرت علی(ع) و روز پــــــدر مبارکـــــ

    این هم هدیه ی مولا علی(ع) به ما:
    امام علی (علیه‌ السلام) می فرمایند: 
    سعادت هرگز با سستی و تنبلی به دست نمی‌آید.
    غررالحکم و دررالکلم، ص19

    سلام.
    عیدتون مبارک...
    .
    " چ " دیدن داشت...
    .
    یا علی...
    سلام.
    عیدتان مبارک!! (:
    و البته روزتان...

    التماس دعا،
    یا حق.

    عمریست که ما علی علی می گوییم

    گل را به نیابت علی می بوییم


    در روز تولدش با دسته گلی
    تبریک به دوستان علی میگوییم

    ولادت مولود کعبه مبارک

     

  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • ...

    من که حیران تو حیران توام می دانم
    نه فقط من که در این دایره سرگردانم


    همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد 
    شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد


    کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
    راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است


    کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
    «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»


    کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
    خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید


    کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
    قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

    «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
    مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»


    راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
    کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست


    روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
    «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

     

     ...


    میلادش بر همه مبارک

    و بر مردان مرد صفت هم مبارک تر...

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی